سيد محمد جواد ذهنى تهرانى

35

المباحث الفقهية في شرح الروضة البهية (راهنماى فارسى شرح لمعه) (فارس)

مشروط به اينكه صادم راه ديگرى برايش نبوده غير از همان طريقيكه مصدوم در آن توقف نموده است . شارح ( ره ) در ذيل [ يضمن فى ما له دية المصدوم ] مىفرماين : دليلش آن است كه تلف مستند به صادم بوده و وى قصد فعل را داشته است بنابراين نمىتوان آن را خطاء محض خواند . و در تعقيب [ و لو مات الصادم فهدر ] مىفرماين : وجه آن اين است كه مرگ صادم بفعل خودش صورت گرفته و ارتباطى به مصدوم ندارد البته مشروط به اينكه مصدوم يا در ملك خودش بوده و يا در مكان مباحى ايستاده و يا در طريق و كوچه فراخى توقف كرده باشد ولى اگر در موضعى كه حق توقف در آن را نداشته و معذلك ايستاده باشد و بواسطه تصادم صادم فوت كند مصدوم ضامن ديه آن مىباشد زيرا تعدّى نموده و در جائى كه نبايد توقف كند ايستاده . البته همانطورى كه مرحوم مصنف فرموده است حكم مذكور در جائى است كه صادم راهى براى تخلّص و رهائى از تصادم نداشته كه به آن عدول كرده و از آن عبور كند همچون كوچه بسيار تنگ و باريك . قوله : يضمن فى ما له . ضمير فاعلى در [ يضمن ] و ضمير مجرورى در [ ما له ] به صادم راجعست . قوله : لا ستناد التلف اليه : ضمير در [ اليه ] بصادم برميگردد . قوله : مع قصده الفعل : ضمير در [ قصده ] به صادم راجع است و مقصود از فعل تصادم مىباشد . قوله : لموته بفعل نفسه : ضمائر مجرورى به صادم راجع ميباشند قوله : ان كان المصدوم فى ملكه : ضمير در [ ملكه ] بصادم راجع است .